
۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.
۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.
۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.
۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.
۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.
۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.
۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.
۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.
۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است
جاده بي انتهاست مي دونم
مرگ هم سهم ماست مي دونم
قسمت چشمهاي باراني
گريه ی بي صداست مي دونم
مادرم با نگاه خود مي گفت
زندگي اشتباست مي دونم
يک نفر باز بهانه مي گيرد
در دلش جاي پاست مي دونم
همسفر به فکر رفتن و دل
در غم جاده هاست مي دونم
مي سپارم تو را به آينه ها
چون که او بي رياست مي دونم
ما به جرم نکرده مي سوزيم
زندگي بي وفاست
مي دونم !

درگذرگاه زمان ، خيمه شب بازي دهر
با همه تلخي و شيرني خود مي گذرد عشق ها مي ميرند ، رنگها رنگ دگر مي گيرند و فقط خاطره هاست كه چه شيرين و چه تلخدست نخورده به جا مي ماند
.

وقتی به غیر از لکه ی ننگی به پیشانی
چیزی نمی ماند... دریغ از این مسلمانی
حتی نگاهی پشت سر را هم نخواهم کرد
آوارگی بهتر ز افسوس پشیمانی ...
پا در بیابان می گذارم گرچه ناپیداست
دل را به دریا می زنم هرچند طوفانی ...
موی تو و چشم تو از جانم چه می خواهد؟!
یک عمر سرگردانی و یک عمر حیرانی ...
عمری ست حیران ام که تو با فتنه ی هر پلک
دل را به سوی خویش می خوانی و می رانی
گیسوی تو آشفته کرده خاطر ما را
دنیا پریشانی ست بر روی پریشانی