تقصیر ما نبود هیچ کس به ما نگفت خیابان های شهر پر از کوچه های تو در تو است ...
آه می بینم، می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی ...
هي فلاني !
زندگي شايد همين باشد
فريبي ساده و كوچك
آن هم از دست عزيزي كه تو دنيا را جز با او و جز براي او نميخواهي
گمانم بايد همين باشد !

شعری از : ابوالفضل فاضل نظری
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد

بچه بوديم ، وقتي كه محرم ميشد محرم براي من يك حال و هواي ديگه داشت امام حسين براي هيئت و شربت خوردن و كمك كردن در نذري دادن و نصب و جمع كردن سياهي هاي امام حسين و چقدر كيف هم مي كريدم اصلا براي من در اون دوران ، قيام امام حسين در همين كارها خلاصه مي شد
وقتي كه بزرگ شديم بلد شديم كتاب بخونيم و ديگه دل و دماغي براي رفتن هيئت نبود
از مطهري مي آموختيم كه خيلي از روضه هايي كه براي مردم دراين محافل نقل مي شود پر از خرافات و انحراف است .. به قول مرحوم مطهري روضه هاي زهره ماري و دكتر شروش كه گفت " بياييم حادثه كربلا را چنان فهم كنيم كه غذايي به روحمان بدهد نه اينكه نفتي باشد برآتش احساساتمان "
و از شريعتي آموختيم كه اگر حسيني نيستيم بايد زينبي باشيم وگرنه همه مارا به چشم يزيد نگاه مي كنند
امروز اگر از دور به محرم و عزاداري ها نگاه كنيم ، مي بينيم كه فقط بر آتش احساساتمان نفت مي پاشند. و هيئت هاي ما شدن" حسين پارتي " و دسته جات عزاداري ما شدن كارناوالهاي عزاداري خالي از معرفت حسيني و تشيع علوي
عقلانيت حركت حسين را با حركت دادن علم هاي بسيار سنگين در دسته ها كه معمولاعامل رقابت ميان دسته هاست نشان مي دهيم
انسان گرايي حركت حسين را گاه چهره هايي شبيه رستم و ارنولد براي آنها مي كشيم و از انها حاجت مي خواهيم !! و مقدمه يك شرك خفي را بوجود مي اوريم و اين فاجعه جامعه ما كه خيلي از مداحان دارن ترويج ميكنند ... يعني امام حسين را فقط در يك نوحه ريتم دار خلاصه كردن ...
ولي امروز نه تنها اين مراسم حال و هواي به من نمي دهدبلكه سال به سال عذاب آور تر مي شود
و دكتر علي شريعتي چه زيبا گفت : هر چه مي خواهي گريه كن ، بر سر بزن ، غش كن ، حسين را فرشته كن ، خدايش كن بي اندكي شناخت ، فقط نشناسش كه شناختن حسين مسئوليت آور است و ...
خدايا به ديندارانمان بصيرت و آگاهي عطا بفرما