خنده هاي بي كسي در شب دلواپسي
مي خورد بر گوش نجواي كسي
چشم هاي نيمه باز ، خيره بر كنج اتاق
خواهشي دارند از روي عتاب
از كسي وا مانده در انجام كار
در تلاشي از براي بار ، شايد مور وار
**
با تو ام اي ماه پشت پنجره
با تو اي تابان زيبا منظره
اختران آسمانت ، آسمانم مي درند
ابرها انگار امشب بي هدف تر مي روند
شايد اين باشد دليلش ، ابر هم مأوي نداشت
روزگار امروز هم جايي براي ما نداشت
نوشته شده در ۸۷.۴.۳![]()